Archive for the ‘تاریخ’ Category
مارس 17, 2008
اين ساختمانها بر روي پايه هايي ساخته شــده که قسمتـي از آنها صخره هاي عظيم و يکپارچه بوده و يا آنها را در کوه تراشيده اند تخت جمشيد در مساحتي به وسعت 13 هکتارساخته و ادامه يافت .مصالح به کار رفته در بناي تخت جمشيد عبارت بوده از : سنگ ، خشت و گل ، آجر ، گچ ، چوب ، آهن ، فلزات گرانبها ( طلا – نقره – مس ) عاج ، لا جورد ، عقيق و…… ديوارهاي تخت جمشيد در برخي جاها به ضخامت 5/5 متر بوده و قطعه سنگهاي به کار رفته به وزن بيش از 45 تن ميرسيده. تخت جمشيد داراي سيستم حرارتي و تهويه بوده ، که فضاهاي داخل آن را در زمستان گرم ودر تابستان خنک و معتدل مي کرده است . دشت سرسبز مرودشت ، سقفهاي بسيار بلند و فضاهاي وسيع ، درهاي گشاده و پنجرههاي متعد د هواي تخت جمشيد را در تابستان معتدل وخنک مي ساخته و در زمستان ديوارهاي خشتي و لايه هاي گچ که يک عايق حرارتي تشکيل مي داده ، پردههاي ارغواني بلند و ضخيم که مانع نفوذ سرما به درون فضاها وتالارها مي شده ، پوشش سقف نيز چوبي بوده که اين امر در گرم شدن محيط تاثير به سزايي داشته است .تخت جمشيد نيز داراي سيستم آب و فاضلاب بوده ، در تخت جمشيد مجاري زيرزميني آبرساني و فاضلاب پيچ در پيچي کشف شده که به طول بيش از 2 کيلو متر مي رسد .
معماري هخامنشي ، هنري است امتزاجي که از سبک معماريهاي بابل و آشور و مصر و شهرهاي يوناني آسياي صغير و قوم اورارتو اقتباس شده و با هنر نمايي و ابتکار روح ايراني نوع مستقلي را از معماري پديد آورده است . هخامنشيان با ساختن اين ابنية عظيم مي خواستند عظمت شاهنشاهي بزرگ خود را به جهانيان نشان دهند.
تخت جمشيد در اواخر سال 1312 شمسي براثر خاکبرداري در گوشة شمال غربي صفه تخت جمشيد قريب چهل هزار لوحه هاي گلي به شکل و قطع مهرهاي نماز بدست آمد . بر روي اين الواح کلماتي به خط عيلامي نوشته شده بود . پس از خواندن معلوم شد که اين الواح عيلامي اسناد خرج ساختمان قصرهاي تخت جمشيد مي باشد . از ميان الواح بعضي به زبان پارسي و خط عيلامي است . از کشف اين الواح شهرت نابجايي را که مي گفتند قصرهاي تخت جمشيد مانند اهرام مصر با ظلم و جور و بيگار گرفتن رعايا ساخته شده باطل گشت ، زيرا اين اسناد عيلامي حکايت از آن دارد که به تمام کارگران اين قصور عاليه اعم از عمله و بنا و نجار و سنگتراش و معمار و مهندس مزد مي دادند و هر کدام از اين الواح سند هزينة يک يا چند نفر است . کارگراني که در بناي تخت جمشيد دست اندرکار بودند ، از ملتهاي مختلف چون ايراني و بابلي و مصري و يوناني و عيلامي و آشوري تشکيل مي شدند که همة آنان رعيت دولت شاهنشاهي ايران بشمار مي رفتند . گذشته از مردان ، زنان و دختران نيز به کار گل مشغول بودند . مزدي که به اين کارگران مي دادند غالباً جنسي بود نه نقدي ، که آنرا با يک واحــد پـول بابلي به نام ( شکــل ) سنجيده و برابر آن را به جنس پرداخت مي کردند . اجناسي را که بيشتر به کارگران مي دادند و مزد آن محسوب مي شدعبارت از : گندم و گوشت . ادامه ی مطلب…
ارسال شده در تاریخ, دانستنیها | بیان دیدگاه »
مارس 17, 2008
مردم ايران، آمدن نوروز و نو شدگي سال، تجديد حيات رستني ها و رويش دوباره گياهان و نباتات را با راه انداختن پيك هاي نوروزي و كاشتن و روياندن دانه هاي گياهي و آتش زدن بوته و خار و شاخه هاي خشك و مرده ي درختان در شب سوري اعلام مي كنند. در آيين هاي نوروزي كه چند روزي پيش از سال نو آغاز مي شود مردم همراه طبيعت ، از مرحله اي به مرحله اي ديگر گذاري رمز گونه مي كنند، به قول مير چا الياده شايد بتوان شروع هر فصل نويني از زندگي را يك مرحله گذار ناميد. در بسياري از رسم ها و آداب مربوط به زناشويي، آبستني، بلوغ، مرگ و نوشدگي سال ميان اقوام مختلف جهان به خوبي مشاهده مي شود. (آرنولد وان ژنپ) مر دم شناس فرانسوي نيز شماري از رفتارهاي فرهنگي و آييني مردم را را با انتقال برخي از پديده هاي طبيعي از وضع و حالتي به حالتي ديگر داراي پيوند مي داند .
در آغاز اين گذار مردم با خانه تكاني و پلشت زدايي در روزهاي پاياني سال كهنه، از آنچه رنگ فرسودگي و سياهي دارد، جدا مي شوند و دوري مي گزينند. آداب پيشواز نوروز رفتن: مانند غبار روبي وپاكسازي خانه و محيط زيست(خانه تكاني) ، شكستن و دور افكندن كوزه هاي سفالين كهنه آبخوري ، نو كردن اسباب و اشياي كهنه و فرسوده و نا كار آمد، سفيد و نقاشي كردن ديوارهاي خانه، تطهير و پاكيزه كردن سر و تن و جامه و كنار گذاشتن جامه هاي كهنه و ژنده و پوشيدن جامه هاي نو و پاكيزه ، گند زدايي خانه با سوزاندن و دود كردن اسفند و كندر و افشاندن بوي خوش ، آتش زدن و سوزاندن خار و خاشاك و شاخه هاي خشك درختان در شب آخر سال يا شب چهار شنبه سوري ، تعطيل و متوقف كردن كار و فعاليت هاي اجتماعي و اقتصادي معمول روزانه در آخرين روزهاي روزهاي عمر سال كهنه ، همه نشانه و مظهر خيزش جمعي مردم در پلشت زدايي و نابودي ارواح زيانكاري است كه در سياهي و كهنگي و مرگ آشيانه گزيده اند. ادامه ی مطلب…
ارسال شده در تاریخ, دانستنیها | بیان دیدگاه »
مارس 17, 2008
جشن سيزده فروردين ماه روز بسيار مبارک و فرخنده است. ايرانيان چون در مورد اين روز آگاهي کمتري دارند آن روز را نحس مي دانند و براي بيرون کردن نحسي از خانه و کاشانهً خود کنار جويبارها و سبزه ها مي روند و به شادي مي پردازند. تا کنون هيچ دانشمندي ذکر نکرده که سيزده نوروز نحس است. بلکه قريب به اتفاق روز سيزده نوروز را بسيار مسعود و فرخنده دانسته اند. مثلا در صفحهً 266 آثار الباقيه جدولي براي سعد و نحس آورده شده که در آن سيزده نوروز که تير روز نام دارد کلمهً ( سعد ) به معني فرخنده آمده و به هيچ وجه نحوست و کراهت ندارد. بعد از اسلام چون سيزدهً تمام ماه ها را نحس مي دانند به اشتباه سيزده عيد نوروز را نيز نحس شمرده اند. وقتي دربارهً نيکويي و فرخنده بودن روز سيزدهم نوروز بيشتر دقت و بررسي کنيم مشاهده مي شود موضوع بسيار معقول و مستند به سوابق تاريخي است. سيزدهم هر ماه شمسي که تير روز ناميده مي شود مربوط به فرشتهً بزرگ و ارجمندي است که ” تير ” نام دارد و در پهلوي آن را تيشتر مي گويند. فرشتهً مقدس تير در کيش مزديستي مقام بلند و داستان شيريني دارد. ايرانيان قديم پس از دوازده روز جشن گرفتن و شادي کردن که به ياد دوازده ماه سال است، روز سيزدهم نوروز را که روز فرخنده ايست به باغ و صحرا مي رفتند و شادي مي کردند و در حقيقت با اين ترتيب رسمي بودن دورهً نوروز را به پايان ميرسانيدند سبزه گره زدن
افسانهً آفرينش در ايران باستان و مسئلهً نخستين بشر و نخستين شاه و دانستن رواياتي دربارهً کيومرث حائز اهميت زيادي است. در اوستا چندين بار از کيومرث سخن به ميان آمده و او را اولين پادشاه و نيز نخستين بشر ناميده است. گفته هاي حمزه اصفهاني در کتاب سني ملوک الارض و انبياء و گفته هاي مسعودي در کتاب مروج الذهب جلد دوم و بيروني در کتاب آثار الباقيه بر پايهً همان آگاهي است که در منابع پهلوي وجود دارد. مشيه و مشيانه که پسر و دختر دوقلوي کيومرث بودند روز سيزده فروردين براي اولين بار در جهان با هم ازدواج نمودند. در آن زمان چون عقد و نکاحي شناخته شده نبود آن دو به وسيله گره زدن دو شاخه پايهً ازدواج خود را بنا نهادند. اين مراسم را بويژه دختران و پسران دم بخت انجام ميدادند و امروز هم دختران و پسران براي بستن پيمان زناشويي نيت مي کنند و علف گره مي زنند. اين رسم از زمان کيانيان تقريباً متروک شد ولي در زمان هخامنشيان دوباره شروع شده و تا امروز باقي مانده است. در کتاب مجمل التواريخ چنين آمده ” اول مردي که به زمين ظاهر شد پارسيان او را کل شاه گويند. پسر و دختري از او ماند که مشيه و مشيانه نام گرفتند و روز سيزدهً نوروز با هم ازدواج کردند و در مدت پنجاه سال هيجده فرزند بوجود آوردند و چون مردند جهان نود و چهار سال بي پادشاه بماند ” . چنانکه در بحث جشن نوروز اشاره شد کردهاي ايران و عراق که زرتشت را از خود مي دانند روز سيزدهم فروردين را جزو جشن نوروز به حساب مي آورند.
ادامه ی مطلب…
ارسال شده در تاریخ, دانستنیها | بیان دیدگاه »
مارس 17, 2008
از دشت ها و كوه ها كه بگذري و به سوي مركز ايران بروي، آن سوي يك دشت سه،چهاركيلومتري، در شمال كوه مهر(رحمت)، دنباله غربي حسين كوه از دور نمايان است. اندكي نزديك تر، نقش چند صليب بزرگ بر ديواره عمودي حسين كوه پديدار مي شود و سرانجام از بالاي تپه اي در جلوه كوه، (نقش رستم) رخ مي نمايد.سينه جنوبي حسين كوه در اينجا به طور طبيعي به صورت يك پرده بزرگ نمايشي به بلندي 70متر و پهناي 200متر درآمده است.در سمت راست اين ديواره با زاويه اي، پرده نمايش ديگري به پهناي 30متر قرار دارد. دو سلسله هخامنشي و ساساني به خوبي متوجه نماي خاص اين تكه كوه شده و به نحو شايسته اي از آن استفاده كرده اند.
هر يك از سه نقش بزرگ صليب شكل روبه رو و يك نقش در سمت راست زاويه كوه، آرامگاه يكي از شا هان هخامنشي است. كمي پايين تر از سطح سه آرامگاه روبه رو، شاهان ساساني نقش هاي برجسته اي از خود باقي گذاشته اند.
در سمت چپ و اندكي جلوتر از ديواره كوه، برج سنگي مربع شكلي نمايان است كه گويي نيمي از آن در خاك فرورفته. اينجا (كعبه زرتشت) خوانده شده و از آثار مسلم هخامنشي است. در آخر سينه كوه كه ديده نمي شود، يكي،دو نقش ديگر ساساني وجود دارد.
كف زمين اينجا در جلو ديواره كوه 10متر بالاتر از كف واقعي آن در زمان گذشته است. بر اثر جمع شدن خاك و خاشاك و سنگ، سطح اين مكان بالا آمده است. كف حقيقي زمين، پايه (كعبه زرتشت) است.
آرامگاه (كورش) ساختمان كاملاً مشخص و جداافتاده اي در جلگه (پاسارگاد) در چهل كيلومتري (تخت جمشيد) است. جايگزين كردن آرامگاه شاه در سينه كوه، يكي از ابتكارات (داريوش) بود. شاه هاي بعدي سلسله هخامنشي به پيروي از او آرامگاه خود را به همان شكل و ابعاد در سينه كوه ها ساختند.
شايد ملكه يا افراد بسيار نزديك به شاه هم در همان آرامگاه جا داده مي شدند، زيرا در داخل هر يك از آرامگاه ها بيش از يك تابوت سنگي وجود دارد. شايد اشياي گرانمايه يا سلاح شخصي شاه هم در كنار او گذاشته مي شد كه البته هم اكنون چيزي از دستبرد دزدان در امان نمانده است.
امروزه آرامگاه هر يک از شاهان هخامنشي در نقش رستم شناسايي شده كه از سمت راست به چپ، به اين ترتيب است.
آرامگاه تكي در ديواره راست زاويه، از آنِ خشايارشاه (456 468 پ. م) است. نقش هاي برجسته اين آرامگاه از لحاظ هنر سنگتراشي از ظرافت خاصي برخوردار است زيرا در زمان اين شاه، هنر هخامنشي به اوج تكامل خود رسيده بود. ادامه ی مطلب…
ارسال شده در تاریخ, دانستنیها | بیان دیدگاه »
مارس 17, 2008
كاخ چهلستون فضاي كاخ چهلستون، همان فضاي قصه هاي هزار و يك شب به روايت شهرزاد قصه گوست. شايد از همين روست كه (آرتور دوگوبينو) مي نويسد: (شهري همچون اصفهان ساخته نمي شد و چنين هنرهايي شكوفا نمي گشت، اگر پادشاهان و معماران بناهاي پايتخت (منظور اصفهان) روزها و شب هاي خود را صرف شنيدن داستان هاي شگفت انگيز مربوط به فرشتگان نكرده بودند).
كاخ چهلستون اصفهان يكي از كاخ هاي مهم سه گانه باقي مانده از عصر صفوي است كه هر چند در مقايسه با كاخ هاي پادشاهان پيشين عظمت كمتري داشت، اما به خاطر تزئينات بي نظيرش بسيار جذاب بود.
(مبارك ترين بناهاي دنيا) مصرع آخر شعري است كه به حساب حروف ابجد، سال اتمام بنا را بازگو مي كند و در كتيبه اي در كاخ از زير گچ بيرون آمد. سال 1057 هجري! كاخ چهلستون شامل تالار سلطنتي، ايوان و چندين اتاق مرتبط با يكديگر است و از جمله زيبايي هاي اين كاخ، آيينه كاري ها، گچ بري ها و نقاشي هاي عالي آن است.
تا قبل از اينكه ايوان كاخ چهلستون ساخته شود، تمام ايوان هاي بناها از سه طرف محصور بوده اند و فقط يك جانب آنها باز بوده است، اما در اين ايوان، سه طرف باز و يك طرف بسته است.
به همين خاطر اين ايوان فضاي جديدي در معماري ايراني پديد آورد كه ارتباط بي نظيري بين بيرون و درون ساختمان ايجاد مي كرد.
از جذابيت هاي ديگر اين كاخ وجود باغ و استخر روبه روي كاخ است. انعكاس بنا در آب استخر حالتي خيال انگيز به آن مي بخشد كه بايد آن را تجربه كرد.
مسجد جامع اصفهان
اگر تاريخ ايران را به سه دوره پيش از تاريخ، دوره ايران باستان و دوره اسلامي تقسيم بندي كنيم، به ترتيب معبد چغازنبيل، مجموعه تخت جمشيد و مسجد جامع اصفهان بهترين گزينه هاي معماري اين دوران هستند.
مسجد جامع اصفهان موزه اي است از تحول و تكامل معماري ايراني در طول چهارده قرن تاريخ ايران پس از اسلام. واقعيت عيني تونل زمان را با گشت زدن در مسجد جامع اصفهان مي توان لمس كرد.
اينجا مكان مقدسي است كه در ابتدا جايگاه يك آتشكده عصر ساساني بوده، سپس يك مسجد ساده در قرن دوم و سوم هجري بر روي آن بنا شده.
بعد از آن، ديلميان، سلجوقيان، ايلخانيان، مظفريان، تيموريان، تركمن ها، صفوي ها، افغان ها و قاجارها يا توسعه اش داده اند يا مرمتش كرده اند.
از طرفي طعمه حريق شده، از زلزله لرزيده و هم در جنگ بمباران شده و با اين حال گنبد تاج الملك آن نهصد سال است كه بدون برداشتن حتي يك ترك به حيات خود ادامه مي دهد و اغراق نيست اگر بگوييم اين گنبد يكي از كامل ترين گنبدهاي آجري بنا شده بر روي كره زمين است.
گفته مي شود در مسجد جامع اصفهان از 484 تكنيك مختلف براي ساخت تاق هاي قوسي استفاده شده است. علاوه بر همه اينها زيباترين محراب گچبري شده مساجد ايران، محراب الجايتو را مي توان در اينجا به تماشا ايستاد.
در مسجد جامع اصفهان شبستان صفويه، شبستان سلجوقي، شبستان آ ل مظفر، ايوان هاي چهار طرف، مسجد الجايتو، آرامگاه علامه مجلسي، صفه حكيم، صفه عمربن عبدالعزيز، محراب دراويش، حوض، صحن، گنبد نظام الملك ، گنبد تاج الملك و.. از آثاري هستند كه بايد به دقت ديده شوند.
ارسال شده در تاریخ, دانستنیها | بیان دیدگاه »
مارس 17, 2008
بقاياي موفق ترين تمدن ها در شهر بابيلوس كشف شده است؛ يكي از قديمي ترين شهرهاي فينيقيه كه از عصر نوسنگي تاكنون پيوسته مسكوني بوده و با تاريخ هزاران ساله منطقه مديترانه گره خورده است. بابيلوس از مدعيان اصلي قديمي ترين شهرهاي مسكوني دنيا بوده كه برپايه آنچه در تاريخ فينيقيه آمده، به دستور (خداي الدورادو) ساخته شده است و به آن شهر عصر طلايي مي گويند.اگرچه قدمت اصلي و تاريخ آغاز زندگي در اين شهر، در ميان برگ هاي تاريخ گم شده است، اما محققان بر اين باورند كه بابيلوس حداقل به 7 هزار سال پيش تعلق دارد؛ قدمتي كه باور اسكان امروزي آن را غيرممكن جلوه مي كند.
اين منطقه هزاران سال نام Gubla را به خود داشت كه پس از سال 1200 ميلادي، به علت اهميت تجارت پاپيروس در اين شهر مهم بازرگاني يوناني ها بابيلوس را، براي آن برگزيدند.
امروزه بابيلوس در سواحل شمال بيروت، مركزي مهم و شلوغ است، اما بقاياي قرون وسطي و جنگ هاي صليبي همچنان يادآور گذشته بوده و حفاري هاي بسيار، آن را به مهمترين منطقه باستان شناسي دنيا تبديل كرده است.
تاريخچه بابيلوس
حدود 7 هزار سال پيش، گروه كوچكي از ماهيگيران عهد نوسنگي در كنار سواحل بيروت ساكن شدند كه هنوز كلبه هاي تك اتاقه اي با كف هاي سنگي و بسياري از وسايل و اسلحه هاي متعلق به آن دوره در منطقه به چشم مي خورد.
در سال هاي 3 تا 4 هزار پيش از ميلاد، يعني در دوره مس، زندگي مردم بابيلوس همچون گذشته ادامه داشت، تا اينكه شيوه هاي جديدي در نحوه خاكسپاري مردگان ابداع شد به اين ترتيب كه ابتدا اجساد را به همراه اشيا و دارايي هايشان درون كوزه هايي سفالي قرار داده، سپس دفن مي كردند.
اين منطقه در اوايل عصر برنز، يعني در هزاره سوم پيش از ميلاد، به يكي از مهمترين مراكز كشتي هاي چوبي در شرق مديترانه تبديل شد و از آنجا كه فراعنه و پادشاهي وسيع آنها براي ساخت كشتي و مقبره ها و مراسم معنوي خود به چوب صنوبر و انواع ديگر الوار نياز بسيار داشتند، ارتباطات وسيع و بسيار نزديكي، با اين شهر برقرار كرد.
در ازاي آن نيز پاپيروس، طلا، طناب، كتان و سنگ رخام به بابيلوس مي فرستاد و اين روند قرن ها ادامه داشت تا اينكه قبايل آموريت از كوير به منطقه ساحلي حمله كردند و بابيلوس را به آتش كشيدند، اما پس از آنكه در آن ساكن شدند شهر را دوباره ساختند و مصر با فرستادن هدايايي گرانبها ارتباط پيشين خود را دوباره برقرار كرد. گنجينه هاي ارزشمند و ثروت هاي شاهانه مقبره هاي بابيلوس، نشان از ثروت سرشار اين شهر دارد.
در سال 1200 پيش از ميلاد، موجي از افراد معروف به انسان هاي دريايي، از شمال به شرق مديترانه روي آورده، در منطقه ساكن شدند كه امروزه آنها را به نام فينيقيه اي ها مي شناسيم.
در اين دوره خط در بابيلوس گسترش يافت كه در واقع ريشه همان خط امروزي است؛ خطي كه در سال 800 ميلادي به يونان نيز راه يافت و سبب تغيير شيوه هاي ارتباطي جوامع مختلف شد.
در هزاره اول پيش از ميلاد، بابيلوس از تجارت با آشوريان و بابليان سود بسيار برد و پس از آن با ايران ارتباط برقرار كرد، به اين ترتيب در سال هاي نخست عصر برنز، اين شهر به يكي از سيستم هاي دفاعي ايرانيان در منطقه مديترانه تبديل شد.
پس از فتح منطقه توسط اسكندر مقدوني، زبان يوناني در بابيلوس رواج يافت و در عصر يوناگرايي، يعني در فاصله سال هاي 330 تا 64 پيش از ميلاد، فرهنگ و سنن ساكنان بابيلوس با يونانيان يكي شد.
رومي ها از سال 64 پيش از ميلاد تا 395 ميلادي بر بابيلوس حكومت كردند و معابد، حمام ها و ساختمان هاي دولتي بسياري را در آن بنا نهادند. در اين دوره، شهر نمايي از اسقف نشيني مسيحيت بود.
در سال 637 ميلادي، همزمان با سلطه عرب ها، بابيلوس به آرامش رسيد، اما كم كم اهميت خود را در طول قرن ها از دست داد.
شواهد و مدارك به جا مانده از معماري اين دوره، ناقص و ناپيوسته است. بابيلوس امروزه شهري پررونق و مدرن، با قلبي تاريخي و كهن و آميزه اي از ظرافت، آراستگي و سنت است. بندر قديمي آن با حفاظ هايي سنگي در برابر دريا مقاومت مي كند و در كنار آن بقايايي از حفاري هاي شهر باستاني به چشم مي خورد.
در اين ميان قلعه صليبيون، كليسا و بازار قديمي، ديوارهاي كهن قرون وسطي به همراه تعداد بي شماري از رستوران هاي متنوع، هتل ها و فروشگاه هاي رنگارنگ از هدايا
و … نشان از آمادگي كامل شهر براي پذيرايي از گردشگران دارد.
ارسال شده در تاریخ, دانستنیها | بیان دیدگاه »